مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
37
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
و بهواسطه آن است كه از نفس رسد . آيهء « الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ » « 34 » بيان اين قسم ثانى است . و اگر سائلى گويد كه : چون يك قسم از القائات شيطانى را اضافه به اسم المضلّ كردى و المضلّ از اسماء حق است - تعالى شأنه - پس آن را شيطانى چرا نام نهادى ؟ . . . جواب گوييم كه : شيطان مظهر اسم المضلّ است . و هيچ شيطنت به خود نمىتواند كرد ، تا مدد از اسم المضلّ نيابد ؛ كه : « من يهدى اللّه « 35 » فلا مضلّ له » « 36 » ، « و من يضلله فلا هادى له » « 37 » خبر از اين حكايت است ؛ و موحّد داند كه شيطان رجيم از وجود - من حيث هو هو - همان دارد كه نبىّ رحيم داشت ، و او مظهر مضلّ شد . و اين مظهر هادى گشت . فهم من فهم . حتّى أكون مترجما لا متحكّما ليتحقّق من وقف عليه من اهل اللّه ، اصحاب القلوب ، أنّه من مقام التّقديس المنزّه عن الأغراض النّفسية الّتى يدخلها التّلبيس . قوله « مترجما » اسم فاعل است از « ترجمان » . و « ترجمان » آنكس باشد كه تعبير سخنى كه ديگرى آن را نداند بكند ، به زبان آن قوم ؛ تا بدانند . و « متحكّما » معنى او « متصرّف » است . . و « تقديس » حضرت تنزيه و پاك دانستن ذات او باشد از نقايص . . . و « تلبيس » باز پوشاندن حق باشد ، به چيزى باطل . يعنى : تأييد عصمت از بهر آن مىخواهم ، تا من ترجمان حق باشم مر آن كلمات ملقاة به من از حضرت تقديس ؛ نه متحكّم و متصرّف باشم در آن ،
--> ( 34 ) - ق ( س 114 - 4 و 5 ) الخناس . ( 35 ) - ن : يهده ( ك ) كلام از شارح است ( نه از قرآن ) . ( 36 ) - ق ( س 39 - 37 ) و من - در قرآن چنين است : وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ . ( 37 ) - ق ( س 7 - 186 ) و من يضلل - در قرآن چنين است : وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ .